دوئل مزمن

در جستجوی کد خدا؛ این قسمت، اروپا

خط قرمز

هنگامه امتحانات بزرگ

آرمانخواهی رمز عزت و سرافرازی یک ملت

کد خبر: 206 | تاریخ انتشار: 14:02:01 - پنجشنبه 13 سپتامبر 2018 | بدون نظر | Print This Post Print This Post |

کوپون سوخته

 

١_ در هياهوي بعداز انقلاب ايران و تقريبا همزمان با شروع جنگ پديده اي در كشور ما متولد شد به نام كوپن، حكمت كوپن اين بود كه در شرايط خاص جنگ و با توجه به كمبودها و هزينه هاي اين پديده ي خانمان برانداز، خوراكي هاي اساسي خلق الله، همچون برنج و روغن و پنير، شكر و قند و الخ را، تامين كند و فشار مستقيم آن اوضاع سخت را از دوش مردم بردارد.

٢_ كوپن مخالفين و موافقين بسياري داشت كه هركدام با توجه به نوع نگاه اقتصادي، سياسي و ديني خويش درمورد مضرات و فوايد آن بحث مي كردند و فضاي رسانه اي كشور را رونق مي بخشيدند.

٣_ بعد از جنگ، كوپن نيز همانند بسياري از پديده هاي هم عصر خويش، رفته رفته كنار رفت و منسوخ شد اما كلمه اش همانند، باز، بسياري از واژه هاي مخصوص آن دوران مثل پاتك، نقل و نبات، عملياتي، لشكر، تجهيز و… با معناي جديدتري پا به عرصه ي حيات مجدد گذاشت.

٤_ در معناي جديد اما كوپن نه يك سرويس تعريف شده جهت خدمت به عده اي براي شرايط خاص، كه اعتباري بود جهت تسريع اقدام موردنظر توسط فردي متنفذ براي هدفي خاص، به چه معنا؟ با يك مثال ساده عرض مي كنم، شما فردي صاحب اعتبار و عزت و احترام هستيد و در كنار همه ي اين خوبي هايي كه كيلو كيلو داريد، تقاضايي داريد كه محتاج همكاري و اعمال نفوذ فرد ديگري، جهت به انجام رسيدن است. اين تقاضا مي تواند مربوط به شخص خود شما يا هر فرد ديگري كه با شما مرتبط و براي شما مهم است باشد. كوپن اينجا به داد شما مي رسد، يك حال طرف مقابل مي دهد و يك برگ اعتبار از شما مي سوزد تا روزي كه كار فرد مقابل لنگ اختيار شما يا اعتبار شما بشود، در آن روز اين كوپن طرف مقابل است كه خرج مي شود و بازي يك هيچ باخته، يك يك مساوي مي گردد.

 

٥_سلسله كوپن ها كه روزي هدفش خدمت به همه آنهم بدون چشمداشت بود امروز جاده بازكن حال دادن و بده و بستان بزرگان سياسي،اداري،اقتصادي،مذهبي و هر رشته و رسته ي ديگر مملكت شده است.

فرقي هم نمي كند كه شما در ايام جنگ و توزيع كوپن جزو موافقين آن بوده ايد يا مخالفينش، مهم اين است كه امروز كوپن هرچه بيشتر يا هرچه سنگين تر باشد، راهگشاي سهل و آسانتر و مشگل گشاي قدرتمندتري جهت رسيدن به مقصود، فرقي هم نمي كند مشروع يا غيرمشروع، مي باشد. اين بده و بستان امروز چنان مراقبت و آداب و رسومي پيدا كرده كه مانند يك شطرنج نزديك و تنگاتنگ بايد با هشياري و دقت و پيش بيني حركات بعدي فرد مقابل صورت پذيرد وگرنه اگر كوپنت سوخت و مرغ از قفس پريد نه راه پس داري نه راه پيش.

٦_فراموش نمي كنم چندسال قبل كه جهت بازكردن گره فردي كه از اعتبار و عزت درخوري برخوردار بود به شخص ديگري كه گره كار به دست وي باز مي شد، مراجعه كردم و او با تمام نفس، تف و آب به فضا پرتاب كرد كه نچچچچ، در همين حين كه قطرات حاصل از شليك چ به پايان مي رسيد و قيافه ي متعجب مرا نيز مشاهده مي نمود كه با چشمان و دماغ خيس از او مي پرسيدم : آخر چرا نچچچچ؟! آنهم اينقدر آب دار!!!! بلافاصله گفت: ديگر كوپون نداري!!! يه حال ميدي، يه حال ميستوني!!! و من حيران همانگونه كه به داد و ستد حال انگيز كوپون فكر مي كردم هاج و واج به خودم نهيب زدم كه:بي شعور كوپون سوخته( بر وزن پدر سوخته ) قلق كار را ياد بگير تا سكه ي يك پول و يا بهتر عرض كنم كوپون يك يول نشوي…

٧_تجربه هاي كوپن سوزي در نظام پنچر اداري سازماني كشورما روز به روز ابعاد جديدتري به خود مي گيرد و مانند همه ي بده و بستان ها و حال و هول هاي ديگر روز به روز پيچيده تر و با حساب و كتاب و دفتر و دستك بيشتري پيش مي رود، كم كم اين حس خشن اطراف تورا احاطه ي مي كند كه هرقدمي بردارند يا هر برگه اي امضا كنند بايد قدمي به جبران به راه اندازي و پاي برگه اي به مقابلت امضاء.

٨_ما به سبب دانشجو بودن احتمالا در آينده اي دور يا نزديك وارد چرخه هاي مديريتي، اداري مملكت خواهيم شد، از همين امروز مراقبت كنيم كه سيستم فشل كوپن سوزي، بلاي خانمان سوز جامعه اي ست كه ادعاي مودت و برادري و برابري و خدمت بي مزد و منت و چشمداشت، داشته و دارد.

سعي كنيم كوپن دستگيري بسوزانيم نه كوپن پس گيري…

ياعلي مدد

نویسنده : علی پیروی نژآد، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین اخبار