نخستین نشست دانشجویان جهان اسلام

پنجاه و ششمین شماره از نشریه پابرهنه / دونالد امروز، ورژن آماتور رونالد دیروز

جنبش دانشجویی پذیرفتن FATF را تحمل نخواهد کرد

کوپون سوخته

آمریکا از نگاهی دیگر

دوئل مزمن

در جستجوی کد خدا؛ این قسمت، اروپا

خط قرمز

هنگامه امتحانات بزرگ

آرمانخواهی رمز عزت و سرافرازی یک ملت

دوازدهمین شماره از نشریه سرک منتشر شد

هشتمین شماره از نشریه سرک منتشر شد

کد خبر: 241 | تاریخ انتشار: 14:56:34 - جمعه 7 دسامبر 2018 | بدون نظر | Print This Post Print This Post |

گفتاری در باب جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران

در دنیای امروز جنگ ها و منازعات، گستره پهناورتری یافته اند و درگیری ها دیگر همچون گذشته محدود به شلیک گلوله و موشک نمی شوند. دشمن همیشه دست به ماشه منتظر غفلت حریف است و آماده شلیک. گاهی دستش بر ماشه ی سلاح نظامی است و درصدد خونریزی و جنگ افروزی، گاهی بر ماشه سلاح رسانه و در پی شبیخون فرهنگی، گاهی نیز میدان جنگ را به عرصه اقتصاد می کشاند و دست بر ماشه اسلحه تحریم می گذارد.

تجربه جنگ ایران و رژیم بعثی، مقاومت بی نظیر هشت ساله ملت ایران و البته پیشرفت نظامی جمهوری اسلامی ایران در کنار تجربه های تلخ غرب و ایالات متحده در عراق، افغانستان، لبنان و … نشان داد که دیگر مانند گذشته تاکید بر جمله ی “تمامی گزینه ها روی میز است”؛ لزوما به معنای جنگ نظامی نیست. با قاطعیت می توان گفت اصلی ترین جنگ امروز ما، جنگ اقتصادی است. جنگ اقتصادی به معنای کار بست ابزارهای اقتصادی در جهت تضعیف اقتصاد کشور هدف است. جنگی که از اول انقلاب تا به امروز درگیرش هستیم، سوالاتی را در اذهان عمومی به وجود آورده است؛ امروز پس از چهل سال ما پیروز این جنگ اقتصادی بوده ایم یا مغلوب؟! آینده این جنگ اقتصادی به کجا خواهد رسید؟! در ده سال آینده این تحریم ها باعث فروپاشی اقتصاد ایران می¬شوند یا بانی واکسیناسیون اقتصاد ایران؟!

برای رسیدن به پاسخ این سوالات بهتر است گریزی بزنیم به سخنان تحمیل کنندگان این جنگ اقتصادی؛ باراک اوباما رییس جمهور وقت آمریکا در دانشگاه امریکن واشنگتن، مورخ 5 آگوست 2015  در مورد نتیجه ادامه دادن تحریم ها علیه ایران می گوید: “به تازگی این مشاجره را می شنوم که عده ای می گویند ما می توانیم با مجموعه ای از تحریم های گسترده و نامحدود به طور سخت تری نظام ایران را تحت فشار قرار دهیم. آن هایی که این مشاجره را مطرح می کنند یا از جامعه ایران بی خبر هستند یا خیلی با مردم آمریکا صادق نیستند. نه دولت ایران، نه مخالفان آن و نه مردم ایران با این خواسته (بیشتر امتیاز دادن در مذاکرات) که آنها چشم پوشی کلی از استقلال شان می بینندش موافقت نخواهند کرد. علاوه بر این نزدیک ترین متحدان ما در اروپا، آسیا، چین و روسیه، مطمئنا با به اجرا در آوردن تحریم-های کنونی موافقت نخواهند کرد.

برای ادامه دادن تحریم ها باید برخی از بزرگترین بانک های جهان را تحریم کنیم، باید کشور هایی مثل چین را از سیستم پولی آمریکا حذف کنیم و چنین اقداماتی باعث اختلالات شدیدی در اقتصاد آمریکا می شود.” وقتی این سخنان رئیس جمهوری که بیشترین تحریم ها علیه ایران در دوره ریاست جمهوری او و به امضا او اعمال شده اند را در کنار آمار بانک مرکزی آمریکا مبنی بر کسری بودجه قریب به 684 میلیارد دلاری در سال 2018 این کشور قرار دهیم؛ کاملا روشن می شود که آمریکا در جنگ اقتصادی سالیان اخیر به کجا رسیده است.

دونالد ترامپِ تاجر، بهتر از باراک اوبامای سیاس می داند که تاثیر مستقیم تحریم های آمریکا، همانند اقتصادِ آمریکا رو به افول است. تقلید مضحکانه دونالد ترامپ از پوستر سریال بازی تاج و تخت برای اعلام شروع تحریم های 5 نوامبر بیان گر این موضوع است که جنگِ روانی، آخرین تیر اسلحه رئیس جمهورِ به ظاهر مجنون آمریکا است. اقتصاددان ها بر این باورند که تحریم های آمریکا حداکثر تاثیر منفی ده درصدی را می تواند بر اقتصاد ایران متحمل کنند، اما نباید از این موضوع غافل شد که جو سازی و ایجاد التهاب در جامعه می تواند ناکارآمدی تحریم ها را جبران کند و دشمن را به اهدافش در اعمال تحریم برساند؛ هدفی که پرزیدنت آکتور آمریکا دنبال می کند.

ایران نیز راهکارهای فراوانی برای مقابله با تحریم ها دارد؛ حمایت از کالای ایرانی، تکیه بر توانمندی ها و ظرفیت های داخلی، عدم گرایش به بیرون مرزها و بیگانگان، رفع مشکلات مرتبط با حوزه فعالیت تولید و کار آفرینی و … که همگی در سیاستی با عنوان «اقتصاد مقاومتی» خلاصه می شوند. قرار گرفتن ملت و دولت در اجرای این سیاست در جنگ اقتصادی، همان شکستی را بر آمریکای دونالد ترامپ متحمل می کند، که آمریکای رونالد ریگان در جنگ نظامی هشت ساله متحمل شد.

علیرضا فرخی

عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین اخبار